تبلیغات 

امام حسین (4)
علمدار کربلا (4)
کرببلا (6)
یاس کبود (1)
نوا و نما (1)
گالری تصاویر (2)
متون ادبی (ویژه محرم) (6)
اخبار وبلاگ (5)
هفته اول تیر 1388 (
3 )
هفته اول خرداد 1388 (
3 )
هفته چهارم اردیبهشت 1388 (
1 )
هفته سوم بهمن 1387 (
2 )
هفته اول بهمن 1387 (
3 )
هفته چهارم دی 1387 (
7 )
هفته سوم دی 1387 (
13 )
محمود کریمی ، محرم 1387
برای دانلود این مداحی به قسمت
نوا و نمای وبلاگ مراجعه کنید
.
بازدیدهای امروز
:
بازدید های دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل : 4567
كل بازدیدها : 15
كل پستها :
آخرین بروز رسانی :
برای جستجو در تمام مطالب سایت واژه كلیدی مورد نظرتان را وارد کنید :
دوستانی که وبـلاگ و سـایت دارند می توانند با قـرار دادن لـوگـوی ما و یا لینک دادن به ما ازسایت بوی سیب حمایت کنند.
آدرس لوگو:
------------------------------
جشنواره وبلاگ نویسی تبیان زنجان
::..::••:: نوای شادی"امام محمد باقر (ع) "
::..::••:: دریای علم امام باقر علیه السلام

امام ابوجعفر، باقرالعلوم، پنجمین پیشواى ما، در سوم ماه صفر سال پنجاه و هفت هجرى در شهر مدینه چشم به جهان گشود.(1) او را"محمد" نامیدند و"ابوجعفر" كنیه و"باقرالعلوم" یعنى" شكافنده دانش ها" لقب آن گرامى است.
احاطه علمی امام به قدری بود که علما و دانشمندان بسیاری در باب میزان دانش ایشان سخن گفته اند که در این مقاله برخی از نظرات عالمان را مطرح می کنیم .
در كشف الغمة از حافظ عبد العزیز بن اخضر جنابذى در كتابش موسوم به معالم العترة الطاهرة از حكم بن عتیبه نقل شده است كه در مورد آیه " ان فى ذلك لایات للمتوسمین"( حجر/75)؛ و در این - عذاب- هوشمندان را عبرت و بصیرت بسیار است. گفت: " به خدا سوگند محمد بن على در ردیف همین هوشمندان است." ابو زرعه نیز گفته است: به جان خودم ابو جعفر از بزرگترین دانشمندان است.
ابو نعیم در حلیة الاولیاء نوشته است: مردى از ابن عمر درباره مسئلهاى پرسش كرد. ابن عمر نتوانست او را پاسخ گوید. پس به سوى امام باقر(ع) اشاره كرد و به پرسش كننده گفت: نزد این كودك برو و این مسئله را از او بپرس و جواب او را هم به من بازگوى. آن مرد به سوى امام باقر(ع) رفت و مشكل خود را مطرح كرد. امام نیز پاسخ او را گفت. مرد به نزد ابن عمر بازگشت و وى را از جواب امام باقر(ع) آگاه كرد. آنگاه ابن عمر گفت: اینان اهل بیتى هستند كه از همه علوم آگاهى دارند.
در حلیة الاولیاء آمده است: محمد بن احمد بن حسین از محمد بن عثمان بن ابى شیبه، از ابراهیم بن محمد بن ابى میمون، از ابو مالك جهنى، از عبدالله بن عطاء، نقل كرده است كه گفت: من هیچ یك از دانشمندان را ندیدم كه نسبت به دانشمندى دیگر كم دانش تر باشند مگر نسبت به ابو جعفر. من حكم را مىدیدم كه در نزد او چون شاگردى مىكرد.
شیخ مفید در كتاب ارشاد و ابن جوزی در تذکرة الخواص مىنویسند: شریف ابو محمد حسن بن محمد از جدم، از محمد بن قاسم شیبانى، از عبد الرحمن بن صالح ازدى، از ابو مالك جهنى، از عبدالله بن عطاء مكى، روایت كرده است كه گفت: هرگز دانشمندى را ندیدم كه نسبت به دانشمندى دیگر آگاهی هایش كمتر باشد مگر نسبت به ابو جعفر محمد بن على بن حسین. من حكم بن عتیبة را با آن آوازهاى كه در میان پیروانش داشت مىدیدم كه در مقابل آن حضرت چونان طفلى مىنمود كه در برابر آموزگارش قرار گرفته است.
این سخن، چنان كه ملاحظه گردید، از عطاء نقل شده و باز به همان گونه كه شنیدید ابو نعیم اصفهانى و شیخ مفید آن را از عبد الله بن عطاء روایت كردهاند. محمد بن طلحه نیز در كتاب مطالب السؤول، این روایت را به همین نحو نقل كرده است. البته در این باره ملقب شدن آن حضرت به لقب باقرالعلوم و شهرت وى در میان خاص و عام و در هر عصر و زمان بدین لقب كفایت مىكند.
ابن شهر آشوب در كتاب مناقب از محمد بن مسلم نقل كرده است كه گفت: من سى هزار حدیث از آن حضرت پرسیدم. شیخ مفید نیز در كتاب اختصاص، به نقل از جابر جعفى آورده است: ابو جعفر امام باقر(ع) هفتاد هزار حدیث برایم گفت كه هرگز از كسى نشنیده بودم.
شیخ مفید مىنویسد: از هیچ كدام از فرزندان امام حسن و امام حسین علیهماالسلام این اندازه از علم دین و آثار و سنت و علم قرآن و سیره و فنون ادب كه از امام باقر علیه السلام صادر شده، ظاهر نشده است.
بسیارى از دانشمندان از آن حضرت كسب علم كرده و بدو اقتدا نموده بودند و گفتار آن حضرت را پیروى مىكردند و از فقه و دلایل روشنى بخش حضرتش در توحید و فقه و كلام كمال استفاده را به عمل مىآوردند.
شیخ مفید در ارشاد می نویسد: شریف ابو محمد حسن بن محمد از جدم، از یعقوب بن یزید از محمد بن ابى عمیر، از عبد الرحمن بن حجاج، از ابوعبدالله امام صادق(ع) نقل كرده است كه فرمود: محمد بن منكدر مىگفت: گمان نمىكردم كسى مانند على بن حسین، خلفى از خود باقى گذارد كه فضل او را داشته باشد، تا این كه پسرش محمد بن على را دیدم.
مىخواستم او را اندرزى گفته باشم اما او به من پند داد. ماجرا چنین بود كه من به اطراف مدینه رفته بودم ساعت بسیار گرمی بود. در آن هنگام با محمد بن على مواجه شدم. من با خودم گفتم: یكى از شیوخ قریش در این گرما و با این حال در طلب دنیا كوشش مىكند. به خدا او را اندرز خواهم گفت. پس نزدیك او شدم و سلامش دادم او نیز در حالى كه عرق مىریخت با گشاده رویى جوابم گفت. به وى عرض كردم: خداوند كار ترا اصلاح كند! یكى از شیوخ قریش در این ساعت و با این حال براى دنیا كوشش مىكند! به راستى اگر مرگ فرا رسد و تو در این حال باشى چه مىكنى؟ او دست از کار برداشت و گفت:به خدا سوگند اگر مرگ من در این حالت فرا رسد؛ مرگم فرا رسیده در حالى كه من به طاعتى از طاعات الهى مشغولم. در حقیقت من با این طاعت مىخواهم خود را از تو و از دیگران بىنیاز كنم. بلكه من هنگامى از مرگ باك دارم كه از راه برسد در حالى كه من مشغول به یكى از معاصى الهى باشم.
محمد بن مكندر گوید: گفتم: "خدا تو را رحمت كند! مىخواستم اندرزت گفته باشم اما تو به من اندرز دادى."
كلینى در كافى، مانند همین روایت را از امام صادق (ع) نقل كردهاند.
البته باید گفت که معناى سخن محمد بن منكدر كه گفته بود: " مىخواستم اندرزت گفته باشم ولى تو به من اندرز دادى" این است كه وى همچون طاووس یمانى و ابراهیم ادهم و... از متصوفه بود و اوقات خود را به عبادت سپرى مىكرد و دست از كسب و كار شسته بود و بدین سبب خود را سربار مردم كرده بود. و بار زندگى خود را بر دوش مردم نهاده بود او مىخواست امام باقر (ع) را نصیحت كند كه مثلا شایسته نیست آن حضرت در آن گرماى روز به طلب دنیا برود. امام (ع) نیز به او پاسخ مىدهد كه: بیرون آمدن وى براى یافتن رزق و روزى است تا احتیاج خود را از مردمان ببرد كه این خود از برترین عبادات است. اندرزى كه این سخن براى ابن منكدر داشت این بود كه وى در ترك كسب و كار و انداختن بار زندگیش بر دوش مردم و اشتغالش به عبادت راهى خطا در پیش گرفته است. به همین جهت بود كه ابن منكدر گفت: " مىخواستم اندرزت گفته باشم..."
بنابر همین اصل است كه از صادقین علیهما السلام دستور اشتغال به كسب و كار و نهى از افكندن بار زندگى بر دوش دیگران صادر شده است. از آنان همچنین روایت شده است كه اگر كسى به عبادت خداى پردازد و شخص دیگرى در پى كسب و كار روانه شود، عبادت این شخص اخیر بالاتر و برتر از آن دیگرى است. امام صادق(ع) از پیامبر(ص) نقل كرده است كه فرمود:" ملعون است ملعون است كسى كه خود را سربار مردمان قرار دهد."
نویسنده: سید محسن امین.
ترجمه: على حجتى كرمانى .
سایت تبیانhttp://www.tebyan.net
::..::••:: غنچه زد گلی از گلستان امامت

بهار آمد هوا چون زلف یارم باز مشکین شد
زمین چون رویش از گلهای رنگارنگ رنگین شد
نگارستان چینی شد زمین از نقش گوناگون
چمن رشک ختن از یاسمین وز بوی نسرین شد
دلِ آشفته شد محو گلی از گلشن طاها
اسیر سنبلی از بوستان آل یاسین شد
چه گویم از گل رویش؟ مپرس از سنبل مویش
ز فیض لعل دل جویش مذاق دهر شیرین شد
به میزان تعادل با گل رویش چه باشد گل
که با آن خرمن سنبل کم از یک خوشه پروین شد
جمال جانفزای او ظهور غیب مکنون بود
دو زلف مشکسای او حجاب عزّ و تمکین شد
به باغ استقامت اولین سرو آن قد و قامت
به میدان کرامت شهسوار ملک تکوین شد
سلیل1 پاک احمد، زیب وزن مسند سرمد
ابوجعفر محمد، باقر علم نبیّین شد
محیط علم ربّانی، مدار فیض سبحانی
که در ذات و معانی ثانی عقل نخستین شد
حقایق گو، دقائق جو، رقائق جو، شقایق بو
سراج راه حق، کز او رواج دین و آیین شد
مرارتها چشید آن شاه خوبان از بنی مروان
مگر آن تلخ کامی بهر زهرکین به تمرین شد
عجب نبود گر از آن اخگر سوزان سراپا سوخت
چه او را شاهد بزم حقیقت شمع بالین شد
برای یکّه تاز عرصه ی میدان جانبازان
ز جور کینه مروانیان اسب اجل زین شد
::..::••:: اس ام اس ایام فاطمیه

از فاطمه اكتفا به نامش نكنید
نشناخته توصیف مقامش نكنید
هر كس در او محبت زهرا نیست
علامه اگر هست سلامش نكنید
در خانه آه دارد علی
عشق پهلو شکسته داردعلی
آن پسر جان داد فدای مادرش
حسن حسین داغ مادر دارند یاعلی
نوای شادی"امام محمد باقر (ع) "
دریای علم امام باقر علیه السلام
غنچه زد گلی از گلستان امامت
اس ام اس ایام فاطمیه
دجال آخرالزمان (فراماسونری جهانی)، کدام مهره ی خود را در آمریکا به قدرت می رساند؟
به راستی بانوی یکتاست
آیت الله العظمی بهجت به ملکوت اعلی پیوست
نظر سنجی کیفیت وبلاگ
غـــــروب جـــمعه
امام خمینی و احیای نگرش سیاسی به عاشورا و تشکل بخشی به شیعه
عاشورای خمینی هنوز بوی سیب میدهد
گریه امام زمان(عج) در مصیبت حضرت ابوالفضل علیه السلام
والپیپر ویژه محرم 2
پراکندگی و آمار بازدیدها در کشورها - (همه کشورها)
ای علمدار با تو هستم !